محمد تقي المجلسي (الأول)

216

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

مقدر و معين نباشد نقصان قيمت او را جنايت كننده بدهد و امام ولى و وارث كسى است كه ولى ندارد يا قصاص كند و يا ديت ستاند امّا عفو نكند فصل يازدهم در بيان ديت جنين است اگر نطفه از شكم مادر اندازد ديت ان بيست دينار است و ديت علقه يعنى خون پاره چهل دينار است و ديت مضغه كه گوشت پاره‌ايست شصت دينار است و ديت بچه كه استخوان گرفته باشد هشتاد دينار است و چون خلقت او تمام شود و هنوز روح درو نرفته باشد ديت او صد دينار است مذكر و مؤنث برابر است و ديت جنين ذمى عشر ديت پدر اوست و ديت جنين مملوك عشر ديت مادر اوست كه مملوك باشد مذكّر و مؤنّث برابر است و اگر در ان بچه روح دميده باشد ديت كامله واجب مىشود و در مذكّر و مؤنّث به نصف او اگر زن حامله را كشند و بچه‌اش در شكم با او بميرد ديت ان زنرا بدهند و هم ديت ان جنين را و اگر معلوم نباشد كه مذكّر است يا مؤنّث نصف ديت مذكّر و نصف ديت مؤنّث دهند براى جنين و اگر زن خود قصد كرد و بچهء خود را از شكم انداخت بر زنست ديت ان بچه كه بوارثان او دهد و او را در ان نصيب نيست و اگر در جماع كردن زن خود در وقت انزال اب را بيرون ريخت برو هست كه ده دينار براى ضايع كردن نطفه بزن دهد اگر ازاد باشد و ميراث ميبرد ديت جنين را هر كس كه وارث مال است اقرب فالاقرب و ديت جراحات و اعضاى او به نسبت ديت اوست و اگر حاملى را زد و جنين انداخت زنده بعد از ان مرد بان انداختن قصاص جائز است اگر عمدا باشد و اگر عمدا نباشد ديت واجب مىشود و در قطع سر ميّت حر مسلم صد دينار شرعيست و در قطع جوارح و اعضاء او به حساب ديت او و همچنين در جراحت و شجاج او نسبت بديت او و اين ديت را در وجوه برو خيرات صرف بايد كرد فصل دوازدهم در بيان جنايتى كه بر حيوان واقع است هر كس حيوان ماكول اللّحم بتلف او رد بتذكيه برو هست ارش كه به مالك دهد و مغنى ارش انست كه تفاوت قيمت انكه زنده بود تا انكه مرده است بدهد و اگر بى تذكيه بتلف آورده باشد برو هست كه قيمت روز اتلاف به صاحب ان دهد و در قطع جوارح ان حيوان و يا در شكستن اعضاى او ارش واجب مىشود كه تفاوت قيمت است و اگر ان حيوان ماكول اللّحم نباشد اگر قابل تذكيه است و بتذكيه كشته است ارش لازم است و نيز ارش است چون قطع اعضاى ان حيوان كند و ان زنده باشد و نميرد و اگر بتذكيه نكشته باشد قيمت روز اتلاف به مالك دهد و اگر قابل تذكيه نباشد قيمت واجب مىشود مانند سگ صيد كه قيمتش چهل درهم است و سگ گوسفند و خانه بيست درهم است و كلب زراعت قيمتش يك قفيز گندم است و قيمت جنين حيوان عشر قيمت ان حيوان واجب ميگردد فصل سيزدهم در بيان عاقله است پيشتر معلوم شد كه ديت قتل خطا بر عاقله است و عاقله عصبهء قاتل و معتق او و ضامن جريره و امام است به ترتيب كه گفته شد امّا عصبهء قاتل كسانىاند كه نزديك‌اند به او بسبب پدر و مادر يا بسبب پدر نه بسبب مادر مثل برادران و